السيد ابن طاووس ( مترجم : بخشايشي )
93
اللهوف في قتلى الطفوف ( فارسي )
را از قوم سبا - كه زنى بر آنها مسلط بود ودر مال وخون ايشان هر طورى كه مىخواست ، حكم مىكرد - ذليل تر مىسازد . " اين سخن را گفت واز آن منزل حركت كرد . تشرف زهير بن قين جمعى از طايفه بنى فزاره وبجيله نقل كرده اند كه ما از مكة با زهير بن قين ( 1 ) بيرون آمديم وعقب تر از حسين ( ع ) راه مىپيموديم تا در بين راه با أو مصادف شديم . ولى چون زهير نمىخواست با آن حضرت ملاقاة كند ، هر جا حسين ( ع ) منزل مىكرد ، ما به فاصله دورترى از أو منزل مىكرديم . يكى از روزها ، حسين ( ع ) در محلى اتراق كرد وما هم مجبور شديم در همانجا منزل نماييم . هنگامى كه به غذا خوردن مشغول بوديم ، شخصي از جانب حسين ( ع ) آمد وگفت : " اى زهير بن قين ! أبا عبد الله ( ع ) مرا پيش تو فرستاده است تا به نزد أو آيى . " از شنيدن اين سخن همه لقمه ها را از دست افكندند ودر درياى فكر غوطه ور شدند ، مانند كسى كه پرنده اى بر سرش قرار گرفته است ومىخواهد أو را بگيرد . همسر زهير ( ديلم دختر عمرو ) گفت : " سبحان الله ! پسر پيغمبر تو را مىطلبد وتو نمىروى ؟ چه مىشود اگر خدمتش برسى وكلام أو را بشنوى ؟ " زهير بن قين از جا برخاست وبه سوى حسين ( ع ) رفت وپس از لحظه اى با چهره باز وخوشحال بازگشت ودستور داد خيمه هاى أو را كندند ووسائل أو را نيز بردند وچادر أو را نزديك خيمه هاى حسين برپا نمودند وبه زوجه خود گفت : " من تو را طلاق دادم ، زيرا دوست ندارم به خاطر من زحمتى به تو متوجه گردد . من تصميم دارم با حسين ( ع ) باشم وتن وجانم را فداى أو كنم . " سپس أموال ومهريه زوجه خويش را پرداخت وأو را به پسر عموهايش سپرد تا
--> 1 - زهير بن قين از بزرگان واشراف قوم خود بود . در ابتدأ ، از هواخواهان عثمان به شمار مىرفت . در سال 60 هجرى با خاندان خود به حج مشرف شد وهنگام بازگشت در بين راه بود كه به خدمت سيد الشهداء ( ع ) شرفياب گرديد . در آن وقت از عقيدة فاسد خود برگشت واز أصحاب وياران آن حضرت گشت . وفادارى زهير بسيار حيرت آور وقابل توجه بود .